مقدمه:
بیان مسأله
جهان در ۹ اسفند ۱۴۰۴، شاهد یکی از تأثیرگذارترین و بیسابقهترین رویدادهای سیاسی و اجتماعی در منطقه خاورمیانه بود؛ رویدادی که نه تنها مسیر تاریخی جمهوری اسلامی ایران را دگرگون ساخت، بلکه معادلات نظم استکباری را در سطح جهانی به چالش کشید.ترور ناجوانمردانه و حمله مستقیم آمریکایی-صهیونیستی به بیت رهبری، موجب شهادت دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای (قدس سره) به همراه جمعی از اعضای محترم خانواده ایشان شد.
این حادثه تلخ، در کنار بهت و اندوه بینهایت، افق جدیدی از پرسشها و چالشهای پیش روی امت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران گشود. در چنین بزنگاه تاریخی، اقدام به موقع و مدبرانه مجلس خبرگان رهبری در انتخاب شایسته و بهموقع فرزند رهبر شهید، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای (حفظه الله) به عنوان رهبر سوم انقلاب اسلامی، نشان از استحکام نظام و تداوم راه امام و شهدا داشت.
با این حال، کشور در برههای حساس قرار دارد که دشمنانِ درونی و بیرونی به دنبال القای شبهات و تضعیف اراده ملی هستند. تناقضگویی دشمنان، نقض عهدهای مکرر آمریکا و رویکرد جنایتکارانه آنها، بار دیگر ضرورت بصیرت و هوشیاری جامعه را دوچندان ساخته است.
پیام مهم امام سیدمجتبی خامنهای به مناسبت بدرقه عظیم آقای شهید ایران، در ۲۶ تیر ۱۴۰۵، پاسخ محکم و شفاهی به این معضلات تاریخی و راهگشای مسائل حیاتی کشور است. تحلیل عمیق این پیام، که حاوی رهنمودهای راهبردی برای آینده انقلاب است، به عنوان یک ضرورت علمی و سیاسی برای جامعه نخبگانی و عموم مردم محسوب میشود.
ضرورت بحث
فضای سیاسی امروز جمهوری اسلامی ایران، پس از شهادت رهبر فقید و استقرار رهبری جدید، با چالشهای متعددی در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی دستوپنجه نرم میکند. دشمنان خارجی و جریانهای نفوذی، با بهرهگیری از تکنیکهای جنگ شناختی، به دنبال ایجاد یأس و اختلاف افکنی هستند.از سوی دیگر، حماسه خلقشده توسط دهها میلیون نفر از مردم در مراسم بدرقه و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی در تهران، قم، نجف، کربلا و نهایتاً مشهد مقدس، نشاندهنده ظرفیت عظیم سرمایه اجتماعی و اراده مستحکم امت اسلامی است.
توجه به این نکته ضروری است که پیام رهبر معظم انقلاب، نه یک بیانیه تشریفاتی، بلکه یک بیانیه راهبردی و تبیینگر وظایف و مسؤولیتهای جدید هر قشر از جامعه است. غفلت از این پیام و مسائل کلیدی مطرحشده در آن، میتواند زمینهساز انحراف از مسیر اصلی انقلاب اسلامی و آسیبپذیری در مقابل توطئههای دشمن گردد. بنابراین، واکاوی دقیق و موشکافانه این پیام، برای تحقق بصیرتافزایی و خنثیسازی تبلیغات سوء دشمن، یک ضرورت عینی و اجتنابناپذیر است.
هدف از نگارش مقاله
نگارش این مقاله در راستای تبیین و تحلیل ژرف پیام تاریخی مقام معظم رهبری با هدف دستیابی به اهداف زیر صورت گرفته است:۱. تبیین جایگاه حماسه بدرقه: تحلیل ابعاد مختلف حماسه عظیم ملت ایران در بدرقه رهبر شهید انقلاب و نشان دادن تأثیر آن در تحکیم هویت ملی، ایجاد وحشت و سرگردانی در میان دشمنان، و تداوم راه انقلاب.
۲. بررسی پیامهای راهبردی: شناسایی و تشریح دقیق اصول بنیادینی که در پیام رهبر معظم انقلاب (وحدت، بصیرت، هوشیاری در برابر دشمن، نقش انتقاد سازنده) به عنوان محورهای حرکت آینده کشور ترسیم شده است.
۳. ارائه راهکارهای عملیاتی: ارائه راهکارهای عینی و مشروح برای تحقق بخشیدن به مطالبات و رهنمودهای مطرحشده در پیام، برای هر یک از ارکان نظام، نخبگان و آحاد مردم، تا این رهنمودها از سطح شعار به عرصه عمل و اجرا وارد شوند.
متن پیام رهبر معظم انقلاب درباره حماسه عظیم بدرقه آقای شهید ایران و تبیین مسائل مهم کشور
بسمالله الرّحمن الرّحیمملّت عظیمالشّأن و شگفتیساز ایران!
سلام و درود و سپاس بر شما که با حماسهی بینظیر و تاریخی خود در رستاخیز بیسابقهِی بدرقهی آقای شهید ایران، نِصاب تازهای از جلوهی بعثت و ارادهی مستحکم هویت اسلامی ـ ایرانی را در قدرشناسی، وفاداری، بصیرت ،و ابراز محبّت فوقالعاده به زعیم امّت اسلامی و رهبر شهید انقلاب ثابت کردید. گرمای دلهای گداخته، چشمان اشکبار و عزمهای استوار جمعیّت دهها میلیونی و دهها کیلومتری در تهران، قم، مشهد، و سایر شهرها و روستاها، دوستان ملّت ایران و مردم آزادهی جهان را به تحسین و دشمنان مستکبر ملّت ایران را به حیرت و سرگردانی و خشم و وحشت انداخت.
همزمان با این حماسه، نقض عهدهای مکرّر شیطان بزرگ نسبت به تفاهمنامه امضا شده بین رئیسجمهوران ایران و امریکا بار دیگر این حقیقت را به همگان ثابت کرد که امضای رئیسجمهور امریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است و زورگوئی، تمامیّتخواهی و وحشیگری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک امریکایی میباشد. امروز شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این تجربه ی تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن امریکا باشد. اکنون که دشمن امریکایی به دنبال جنگافروزی و تحمّل هزینههای سنگینتر و بیآبروئی بیشتر است، بداند که ملّت عزیز ایران و جبههی مقاومت، درسهای فراموشنشدنی برای او دارد که رشادتهای رزمندگان اسلام و غیرت مردمان شجاع خطّه ی جنوب در این روزها نمونههایی از آن را نشان داده است.
لازم است به شما مردم باوفا و سرافراز ایران عرض شود که از جمله اصولیترین امور در این برهه، اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدّس در همهی سطوح مردم و مسئولان و در تمام عرصهها برای تحقّق آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و تأمین عزّت و استقلال ایران عزیز خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار و حیلهگر امریکایی است. همانگونه که پیش از این مکرّراً و مؤکّداً تذکر داده شد، صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع، اختلافات سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی وظیفهی همگانی است و البته نقش مسئولان و عناصر دلسوز و دلباختهی انقلاب و امام و رهبر شهید در انسجام و یکپارچگی کشور، مهمتر و حسّاستر است.
براین اساس ملّت عزیز، با تداوم بر اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوّه که تلاش ایشان برای رفاه و سعادت ملّت، مشهود میباشد، همچنان برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی، هوشیار و فعّال در میدان خواهد بود. ممکن است کسانی با اخلاص تمام و از سر خیرخواهی، انتقاداتی نسبت به عملکرد بعضی از مسئولین داشته باشند. به نظر بنده، در عین اینکه این اهتمام و نگرانی ایشان برای نظام همچون اشخاصِ خودشان، سرمایهی ارزشمندی بشمار میآید و فینفسه امری مطلوب قلمداد میشود، این عزیزان که بعضی از ایشان از زمرهی پیشروان بصیرت هستند باید مراقب باشند تا این رویکرد، اوّلاً ظلمی را بر بیگناهی روا ندارد که آن خود منشأ محرومیّت از برکات و عنایات میگردد. و ثانیاً موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی نگردد؛ که با حفظ این جهات، انتقادها موجب رونق و شکوفایی امور خواهد شد. دشمن نباید هیچ علامت ضعفی و از جمله این ضعف را از ما دریافت کند؛ که هرگاه ما این مراقبتها را به طور کامل مراعات نماییم، او به ناچار رو به هزیمت خواهد گذارد.
بار دیگر از یکایک مردم عزیز که خود، صاحبعزای پدر شهید امّت هستند و با وجود دشواریها و برخی محدودیتها و ناملایمات در رویداد عظیم بدرقهی آقای شهید ایران، حماسهای تاریخی خلق کردند صمیمانه قدردانی میکنم.
همچنین از مراجع معزّز تقلید، علما، اندیشمندان و نخبگان، فعّالان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و از اقدامات و تلاشهای نهادهای کشوری و لشکری و نیز حضور مقامات و نمایندگان جبههی سرافراز مقاومت و نهضتهای پرافتخار اسلامی تشکر میکنم. امید است همهی کسانی که در این حماسهی تاریخی به هر نحوی حضور و همراهی و همدلی داشتهاند، مشمول عنایت و دعای خاص سرورمان عجّلاللهتعالی فرجهالشّریف باشند.
سید مجتبی حسینی خامنهای
۲۶/تیر/۱۴۰۵
۱. حماسه بدرقه آقای شهید ایران؛ تجلی بصیرت و یکپارچگی ملت در سوگ رهبر شهید
الف) رستاخیزی بیسابقه در تاریخ انقلاب اسلامی
واژه «حماسه»، گاه در وصف رخدادهایی به کار میرود که فراتر از تصور و تحلیلهای معمول است. اما آنچه در روزهای پس از شهادت امام سیدعلی خامنهای (قدس سره) در کشور و فراتر از مرزهای ایران رخ داد، به درستی یک «حماسه بینظیر» و «رستاخیز بیسابقه» بود.دهها میلیون نفر از مردمی که خود را صاحبعزای پدر شهید امت میدانستند، در کوچهها و خیابانهای تهران، قم، مشهد و نیز نجف و کربلا حضور یافتند و با چشمانی اشکبار و دلهایی گداخته، ارادت خود را به زعیم امت اسلامی به نمایش گذاشتند. این حضور عظیم که در گرمای طاقتفرسا و با وجود تهدیدات امنیتی بیسابقه شکل گرفت، نه یک حرکت اعتراضی و نه یک تجمع عادی، بلکه یک همهپرسی عملی از وفاداری به آرمانهای انقلاب بود.
رهبر معظم انقلاب، این حرکت عظیم را تحسینبرانگیز و حیرتآور میدانند و آن را بهمثابه «جلوهای از بعثت و اراده مستحکم هویت اسلامی ـ ایرانی» توصیف میکنند. تأکید بر «عزمهای استوار» در مقابل «دشواریها» و «محدودیتها»، نشان از عمق بصیرت ملتی دارد که در سختترین شرایط، مسیر خود را به درستی تشخیص میدهد.
این حضور، پیام روشنی به معادلات جهانی داشت:
نظام جمهوری اسلامی ایران، نه با یک فرد که با یک گفتمان و یک فرهنگ پیوند خورده است و این گفتمان پس از شهادت، قویتر و زندهتر از همیشه به نظر میرسد.
ب) ابعاد استکبارستیزی و رعب در دل دشمن
از جمله نکات راهبردی مورد اشاره در پیام، تأثیر این حماسه بر دشمنان و دوستان است. مقام معظم رهبری، حضور دهها میلیونی را باعث «تحسین دوستان»، «حیرت و سرگردانی» دشمنان و «خشم و وحشت» آنان میدانند.در واقع، این استراتژی «قدرت نرم» که با حضور بیسابقه مردم در سوگ رهبر شهید عینیت یافت، ضربهای مهلتتر از هر عملیات نظامی بر پیکر پروژههای سلطه بود. دشمنی که برای تضعیف جمهوری اسلامی بر روی ایجاد خلاء رهبری و یأس اجتماعی سرمایهگذاری کرده بود، ناگهان با میدانی مواجه شد که از هر زمان دیگری مستحکمتر و یکپارچهتر به نظر میرسید.
۲. تحلیل پیامهای راهبردی و اصول بنیادین در بیانیه رهبری
الف) محور وحدت: اساس عزت و استقلال در برابر دشمن
یکی از اصولیترین اموری که در پیام به آن اشاره شده، «اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدّس» است. در شرایطی که دشمنان در صدد بهرهبرداری از هر شکاف و اختلافی هستند، مقام معظم رهبری، وحدت را به عنوان «وظیفه همگانی» معرفی میکنند.این وحدت تنها یک شعار عاطفی نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای «تأمین عزّت و استقلال ایران عزیز» به شمار میآید. در این میان، رهبر معظم انقلاب، نقشی بیبدیل را برای «مسئولان و عناصر دلسوز و دلباخته» قائل میشوند و انتظار دارند که آنان مصداق اعلای انسجام و یکپارچگی باشند.
در عرصه بینالمللی، وحدت داخلی بهمثابه سدی مستحکم در برابر نفوذ و زیادهخواهی قدرتهای استکباری عمل میکند. استکبار همواره بر اساس قاعده «تفرقه بینداز و حکومت کن» وارد میشود و هرگونه اختلاف فزاینده، دریچهای برای سلطهگری آنان است. بنابراین، وحدت کلمه، نه یک ایدهآل آرمانخواهانه، که یک راهبرد عقلانی و الزامآور برای بقای یک نظام انقلابی در محیط خصمانه است.
ب) بصیرت و هوشیاری؛ پرچمداری پیشروان در مقابل دشمن
دومین پیام حیاتی، تأکید بر «هوشیاری» در برابر دشمن حیلهگر است. مقام معظم رهبری با اشاره به نقض عهدهای مکرر آمریکا و آشکار شدن چهره واقعی آن در جریان حمله به بیت رهبری، این حقیقت را یادآور میشوند که نباید در مقابل دشمن، «هیچ علامت ضعفی» نشان داده شود. این یک اصل راهبردی در مواجهه با نظام سلطه است که از متن قرآن کریم (وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ) سرچشمه میگیرد.در این میان، نقش پیشروان بصیرت، بهعنوان نخبگان و صاحبنظران جامعه بسیار حساس است. آنان سکاندار جریانسازی فرهنگی و گفتمانسازی اجتماعی هستند و انتظار میرود که با نگاه عمیق و تحلیلهای عالمانه، ضمن روشنگری، از هرگونه اقدامی که منجر به «شکست در وحدت و انسجام اجتماعی» گردد، پرهیز کنند. آمریکا با تکیه بر جنگ نرم و عملیات روانی، سعی در تغییر محاسبات ملت و مسئولین دارد و تنها بصیرت و هوشمندی، این طرح را خنثی میکند.
ج) مدیریت انتقاد و ارائه راهکارهای اصلاحی
یکی از هوشمندانهترین و دقیقترین بخشهای پیام، ترسیم حد و مرز و کارکرد «انتقاد» در نظام اسلامی است. مقام معظم رهبری با درک کارکردهای مثبت انتقاد برای «رونق و شکوفایی امور»، آن را یک سرمایه ارزشمند قلمداد کرده و از نقد خیرخواهانه استقبال میکنند. اما در عین حال، دو آسیب جدی را برای ناقدان متذکر میشوند:۱. ظلم بر بیگناه: نباید در مسیر نقد، به افرادی که به ناحق متهم میشوند، ظلم روا داشت.
۲. شکست در وحدت: نقد نباید بهانهای برای دامن زدن به اختلافات فرسایشی و بیحاصل سیاسی شود، زیرا دشمن از این اختلافات به عنوان «علامت ضعف» بهرهبرداری میکند.
این منشور نقد، یک نظریه سیاسی کارآمد را ارائه میدهد که بر اساس آن، نقد باید در چارچوب اصول و ارزشهای نظام باقی بماند و هدف آن اصلاح و قوام بخشی باشد، نه تخریب و تضعیف.
۳. شناسایی مسائل مهم کشور در کلام رهبری و چالشهای پیشرو
الف) ماهیت شناسی دشمن و خطر بدعهدیها
پیام رهبر معظم انقلاب به وضوح مسأله «بیارزش بودن امضای رئیسجمهور آمریکا» را بهعنوان یک مسأله مهم جهانی و داخلی مطرح میکند. بررسی تاریخی مناسبات ایران و آمریکا نشان میدهد که این بدعهدیها تنها مختص به یک دوره یا یک فرد نیست؛ بلکه این رفتار، ریشه در «مرام و مسلک امریکایی» دارد که بر پایه «زورگوئی، تمامیّتخواهی و وحشیگری» استوار است.این مهم، یک دستاورد امنیتی – معرفتی برای ملت ایران است که ضرورت «نه گفتن» به هرگونه مذاکره فریبنده را آشکار میسازد. مسأله اصلی، نگاه بدبینانه به مذاکره نیست، بلکه شناسایی درست از دشمنی است که به محض فرصت، نقض عهد کرده و دست به جنایت میزند.
ب) جنگ اقتصادی و معیشت مردم
هرچند در این پیام به صراحت به بحث معیشت اشاره نشده، اما تأکید بر «رفاه و سعادت ملّت» در بخشهای مربوط به مسئولان و انتقاد، نشاندهنده دغدغه جدی ایشان نسبت به این حوزه است.دشمن با ایجاد جنگ اقتصادی و اعمال تحریمهای فلجکننده، هدفش سرنگونی نظام از طریق فشار بر زندگی روزمره مردم است. بنابراین، «جهاد اقتصادی» و تلاش شبانهروزی مسئولان برای رفع مشکلات معیشتی، از مصادیق بارز «هوشیاری» در برابر دشمن بهشمار میرود.
ج) تهدیدات امنیتی و نفوذ شناختی
حضور دهها میلیونی در مراسم بدرقه آقای شهید ایران، با وجود «تهدیدات امنیتی» شدید، خود نشان از یک فرصت و یک چالش دارد. دشمن با ابزارهای مدرن جنگ شناختی و رسانهای سعی در تغییر روایتها و ایجاد یأس دارد.بنابراین، یکی از مسائل مهم کشور، «جنگ روایتها» است. تبیین درست از حماسههای ملت و خنثیسازی پروژههای ایرانهراسی، نیازمند یک جهاد تبیین مستمر و همهجانبه است.
۴. راهکارهای تحقق مطالبات رهبری: از نظریه تا عمل
الف) راهکارهای تحقق وحدت مقدس
۱. توسعه گفتمان وفاق ملی: مسئولان قوای سهگانه باید بر اساس منافع ملی و آرمانهای انقلاب، گفتگوهای ملی را تقویت و از تکرویهای جناحی پرهیز کنند. ایجاد «خانههای وفاق» در سطوح محلی و «جلسات همافزایی و همدلی مسئولان» در سطح ملی برای حل اختلافات.۲. رسانههای همگرا: فعالسازی رسانههای ملی و شبکههای اجتماعی برای ترویج گفتمان همدلی و پرهیز از بزرگنمایی اختلافات سلیقهای. رسانهها باید به جای دامن زدن به دوگانههای تقابلی، بر نقاط اشتراک و توانمندیهای ملی متمرکز شوند.
۳. تقویت نهادهای مدنی: تشویق تشکلهای دانشجویی، صنفی و مذهبی به همکاری و همافزایی در جهت اهداف کلان نظام، بدون حذف رقابتهای سالم سیاسی.
۴. نقش آموزش و پرورش و دانشگاه: گنجاندن مفاهیم وحدتآفرین در کتب درسی و تقویت روحیه جمعگرایی در بین نسل جوان برای مواجهه با توطئههای دشمن.
ب) راهکارهای صیانت از بصیرت و هوشیاری
۱. جهاد تبیین در برابر جنگ شناختی: نخبگان و اندیشمندان، وظیفه دارند با تولید محتوای عمیق و مستند، ابعاد فریبنده اقدامات دشمن را برای مردم روشن کنند. برگزاری نشستهای بصیرتافزایی در دانشگاهها، مدارس و مساجد.۲. تقویت جبهه مقاومت و آمادگی دفاعی: همان طور که در پیام به «رشادتهای رزمندگان اسلام و غیرت مردمان جنوب» اشاره شده، تقویت بنیه دفاعی و پشتیبانی از جبهه مقاومت، یک ضرورت راهبردی برای بازدارندگی در برابر تهدیدات است.
۳. تحلیل مستند از توطئههای دشمن: تشکیل اتاقهای فکری برای رصد و تحلیل دقیق تحولات بینالمللی و استخراج الگوهای رفتاری دشمن و ارائه هشدارهای به موقع به مسئولان.
ج) راهکارهای مدیریت انتقاد سازنده
۱. نهادینهسازی نقد: تعریف و تفکیک "نقد منصفانه" و "تخریب" در نظام حقوقی و رسانهای، و ایجاد بسترهای رسمی برای طرح نقدهای کارشناسی در مجامع تصمیمگیری.۲. آسیبشناسی انتقادات: مسئولان ذیربط باید نسبت به نقدهای خیرخواهانه که برای اصلاح امور صورت میگیرد، پذیرا بوده و پاسخهای منطقی ارائه دهند و از برخوردهای سلبی با ناقدان دلسوز پرهیز نمایند.
۳. رعایت اخلاق نقد: نخبگان و فعالان سیاسی موظفاند در نقد خود، از نسبتهای ناروا و افترا پرهیز کرده و حرمت افراد و جایگاههای نظامی، امنیتی و قضائی را حفظ کنند و نقد خود را بر مبنای مستندات و مصلحت نظام قرار دهند.
جمعبندی و نتیجهگیری:
حماسه بدرقه آقای شهید ایران و پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب، نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی رقم زد. این دو رخداد، در کنار یکدیگر، یک تحلیل جامع از وضعیت فعلی و نقشه راه آینده کشور را ترسیم میکنند.یافته اصلی این مقاله آن است که مسیر تداوم انقلاب، از گذرگاه سه محور اساسی میگذرد که در پیام مقام معظم رهبری به زیبایی هویدا شده است:
۱. وحدت و انسجام اجتماعی: که سپر دفاعی ملت در برابر تهدیدات سخت و نرم دشمنان و پیششرط عزت و استقلال ایران است.
۲. بصیرت و هوشیاری: که با تکیه بر شناخت صحیح از ماهیت سلطهگری دشمن (بهویژه آمریکای جنایتکار)، مانع از انفعال و اشتباهات راهبردی در مواجهه با ترفندهای دشمن میشود.
۳. نقش انتقاد اصلاحی: که بهعنوان یک سرمایه اجتماعی، در صورت رعایت اصول و چارچوبهای آن، میتواند به رونق و شکوفایی امور بینجامد و از انحراف نظام جلوگیری کند.
استکبار جهانی با هدف قرار دادن مستقیم قلب نظام اسلامی و شهادت رهبر فرزانهاش، در صدد بود تا ضربهای مهلک بر پیکره انقلاب وارد کند. اما نتیجه، معکوس بود و این حماسهسازی ملت، نشان داد که هر چه خورشید انقلاب غروب کند، پرتو آن در دلهای مؤمنان گستردهتر خواهد شد و جبهه استکبار را به حیرت و وحشت بیشتری دچار خواهد کرد.
راهکارهای ارائهشده در این نوشتار، چارچوب عملیاتی برای حرکت در این مسیر تاریخی است؛ حرکتی که نیازمند عزمی ملی، همت مسئولان و بصیرتی همگانی است تا پرچم اسلام و انقلاب، به دست رهبر معظم انقلاب و امت وفادار، برافراشته نگاه داشته شود.
سخن پایانی:
و این چنین است که کاروان انقلاب، پس از عبور از فراقی تلخ و هجرانی جانکاه، با عزمی راسختر به پیش میتازد. خون پاک رهبر شهید، مرکب خروشان این کاروان را به حرکت درآورده است و رهنمودهای رهبر فرزانه و بصیر، چراغ فروزان مسیر آن است.حماسه بدرقه آقای شهید ایران، نشان از وفاداری ملت و پیمان جدید ما با آرمانهای بزرگ انقلاب است. ما فرزندان این سرزمین که با زمزمه «لبیک یا خامنهای» تاریخ را دوباره مینویسیم، امیدواریم که تحت زعامت رهبری فرزانه و با تمسک به حبلالمتین وحدت و بصیرت، ایران عزیز را در اوج عزت و کمال، شاهد ظهور منجی عالم بشریت، حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) گردانیم.
حفظ یاد شهدا و تبعیت از رهنمودهای مقام معظم رهبری، کلید گشایش قفلهای دشواریهای ماست و پیروزی نهایی، از آنِ ملتی است که ایمان و وحدت را سرلوحه زندگی خود قرار دهد.
نویسنده: سیدامیرحسین موسوی تبار
منبع: تحریریه راسخون
© استفاده از این مطلب، فقط با ذکر منبع بلامانع است.